|
صفحه 6 از 6
8/7/1381 = 30 سپتامبر 2002 ياد وخاطره حماسهنگار دفاع مقدس گراميباد شاهرخ سلطاناحمدي، درمقاله بلند خود، به حوادث و وقايع پيشآمده پس از اسارتكاظم اخوان پرداخته و پيگيريهاي انجامشده را نيز ذكر كردهاست. جمهورياسلامي
25/8/1381 = 16 نوامبر 2002 رئيسجمهوري آسمانيتبار! اولين آسمانينژاد وهمراهان او را از ياد نبريد! يگانه آويني درنامهاي خطاب به رئيسجمهوري، خواستار توجهبيشتر به پيگيري سرنوشت اين چهاراسير شده است. اطلاعات
1/10/1381 = 22 دسامبر 2002 دو برادر، يكي احمد وديگري محمد «حسين قدياني» درمقاله خود، ضمن نقل خاطراتي از شهيد محمدابراهيم همت و حاجاحمد متوسليان، به شرح خصوصيات اخلاقي آنان پرداخته است. كيهان
21/10/1381 = 11 ژانويه 2003 حقناشناسان نمیدانم شما اسم اين را چه میگذاريد؟ ولی من بهآن میگويم نمکنشناسی وناسپاسی. بفرماييد: چندروز پيش مراسمی جهت تجليل ازخبرنگاران و خوننگاران شهيد در مسجدبلال صداوسيما درتهران برگزارشد. همين که به فکر اينها هم افتادند البته ببخشيد به فکر معنويت برای خودشان افتادهاند! جایشکر دارد. ولی چقدر حقنشناسی که نه در مراسم، و نه درتلويزيون و نه از همه بدتر، خبرگزاریجمهوریاسلامیايران که کاظم خبرنگارآنجا بوده، يک کلمه از او نگفتند. اصلا انگارکاظم اخوان خبرنگارايرانی که مدت يکسال ونيم درجبهه، هم میجنگيده و هم عکس میگرفته، نبودهاست؟ عيبیندارد. بگذار همچنان کاظم آنقدر در بازيهایسياسی وجناحی گم شود که نه انجمن صنفیروزنامهنگاران و نه انجمن روزنامهنگارانمسلمان هيچکدام نه برايش بيانيه بدهند، ونه مراسم بگذارند واصلا او را فراموشکنند. غافل از اينهستند که خودفراموشانند. وبلاگ«كاظم اخوان»
28/10/1381 = 18 ژانويه 2003 خبری مبنیبر زندهبودن کاظم چندروز پيش با فردی ملاقات داشتم بهنام «ژرارد ژان فابين باتااوش» (gerard jean fabianbataouche ) كه ادعا ميكند پاييزسال1369 در شمالبيروت، در زندانفالانژيستها، چهارگروگانايراني را در سلولهايانفراديشان ديده است ولي حقنداشته با آنها حرفبزند. او شديدا معتقد است كه آنها خودشان ميباشند. اين فرد فرانسويالاصل كه درايران به «رضا باتااوش» معروف است، ظاهرا از سال 1357 درايران بهسر ميبرد. اينكه صحت گفتههاي او چقدراست، خدا ميداند. او ميگويد كه همانزمان درجلسهاي با سيد حسين موسوي برادر كاردار ربودهشده و آقاي مهتدي و چند تن ديگر در وزارت خارجه، شرايط فالانژها را براي آزادي گروگانها اعلام كرده است كه ايران نپذيرفته است. وبلاگ «كاظم اخوان»
26/11/1381 = 15 فوريه 2003 دستور مقام معظم رهبری خانوادهکاظم اخوان نامهای خدمت مقام معظم رهبری ارسال کرده و در آن به شرح وقايع و پيگيريهايشان پساز اسارت کاظم و همچنين بلاتکليفی خانواده پرداختند که «حضرتآيتالله خامنهای» پاسخ زير را بر نامه ايشان مکتوب نمودند: «بسمه تعالی به بنياد شهيد سفارش شود گفته شود که باوجود راه مسدود تحقيق وهمکاری که لازمه طبع طرفهای مقابل فالانژها وصهيونيستهاست، اين موضوع همواره دنبال شده است. درعين حال به وزارتخارجه هم سفارش شود. ۲۶ / ۱۱ / ۱۳۸۱» لازم بهذکر است پرونده کاظم وهمراهانش درهيچ ارگانی بهعنوان شهيد يا اسير وجود ندارد. وبلاگ«كاظم اخوان»
چند كلمه با آقاي رئيسجمهوري آقاي رئيسجمهوري، سلام! آقايخاتمي، نميدانم آيا تا بهحال بهاين سوال كه در روزهاي بهمنسال57چه ميكرديد، پاسخ دادهايد يا نه، ولي بهمنماه هرسال، فرصتي است تا ما بهخاطر بياوريم براي طلوعخورشيد انقلاب، چه اتفاقها كه نيفتاده و چه فداكاريها كه نشد تا ما امروز دراين سرزمين، با افتخار و سربلندي زندگيكنيم. بهمنماه هرسال، براي من عرصه دوبارهاي است تا بهمردان در افق گمشده سرزمينم فكركنم. بهميرمحسن موسوي كه مدتها در زندان ستمشاهي تلخترين روزها را دربهترين سالهاي عمرش تجربه كرد و سالها بعد، براي بهثمر رسيدن همه آن تلاشها، هر چه ميتوانست انجام داد تا آن روزهاي افتخارآفرين زودتر فرابرسد. به حاجاحمد متوسليان كه در آذرماه سال 57 از بند زندان رستهبود و ديگر درخانه بند نميشد، و هرچه درتوان داشت در آن روزهايسپيد انجام ميداد تا ريشه هرچه ستم و زور است زودتر از سرزمينمان كندهشود. بهكاظم اخوان كه درشهرمقدس مشهد، هرجا خبري از فرياد وغوغا بود، حتماً كاظم درآنجا حضوريفعال داشت و درهر موقعيتي، براي انجام دشوارترينكار آماده بود تا روزهاي تلخ سرزمينمان زودتر به پايانبرسد. به محمدتقي رستگارمقدم كه در شهرمقدس قم، شهر خون وقيام، هرچه ميتوانست انجام ميداد تا در سربلندي سرزمينمان سهمي داشتهباشد. به مرداني از جنسسپيده، كه درآن روزهاي فراموشنشدني، در ميان ديگر افراد، خود سپيدترين بودند وحال سالهاست كه رفتهاند و روزهايانتظار را سپريميكنند. انتظار بازگشت دوباره به سرزمين خود. انتظار ديدن سرزميني كه آنان در بهترين سالهاي عمرخود، فداكارانه و بيادعا با همه توان براي حفظ آن كوتاهي نكردهاند. آقاي رئيسجمهوري، ميگويند پرونده اين مردان به امنيت ملي مربوط ميشود و اين حرف، يعني خط قرمزي به دور اين پرونده كشيده شده كه هر كسي حق دخالت درآن را ندارد، و شما چند روز پيش به خبرنگاران گفته بوديد كه: «خطوط قرمز را پاره كنيد و از خط قرمزهاي مصنوعي عبور كنيد ولي خطوط قرمز امنيت ملي و عقيدتي را رعايت كنيد.» من نميدانم خط قرمز اين پرونده مصنوعي است يا خير، ولي مطمئن هستم رئيس جمهوري كه به خبرنگاران ميگويد: «خطوط قرمز را پاره كنيد.» ميتواند خودش با رعايت خطوط قرمز امنيت ملي و عقيدتي، خط قرمز اين پرونده را پاره كند و مهر اختتاميه بر سكوت اين پرونده ملي بزند. مهري كه باعث پايان روزهاي انتظار براي همه خواهد بود. رئيس جمهوري عزيز! اميدوارم آن روز چندان دور نباشد. يگانه آويني كيهان
17/12/1381 = 7 مارس 2003 جامعه جهاني، رژيم صهيونيستي را وادار به پاسخگويي درمورد سرنوشت ديپلماتهاي ايراني كند «ستاد مركزي برگزاري بزرگداشت شهدا، اسرا و مفقودين دانشگاههاي جهان اسلام» در نامهاي، از سازمان صليب سرخ جهاني خواست رژيم صهيونيستي را وادار به پاسخگويي در مورد سرنوشت چهار ايراني ربودهشده به دست عواملش در لبنان، كند. در اين نامه خطاب به «جاكوب كلن برگر» رئيس سازمان صليب سرخ جهاني، كه به مناسبت بيستمين سال مفقود شدن اين چهار ايراني نوشته شده، آمده است: «متاسفانه در اين مدت بيست سالي كه از رنج و اندوه خانواده و دوستان آنان ميگذرد، مراجع ذيصلاح بينالمللي، براي كسب اطلاعات در مورد سرنوشت آنان، اقدام شايستهاي نكردهاند و پيوسته اندوه، اضطراب و نگراني بر خانوادههاي آنان سايه افكنده است.» در اين نامه به آقاي برگر تاكيد شده است: «انتظار ميرود سازمان صليب سرخ جهاني، بنا به وظيفهاي كه به عهده دارد، از امكانات خود به منظور متقاعد كردن اسرائيل و عوامل آن رژيم در لبنان، براي پاسخگويي در قبال سرنوشت اين چهار تن استفاده مطلوب كند.» همچنين در اين نامه اظهار اميدواري شده است كه: «در آينده نزديك نتايج اقدامات موثر صليب سرخ براي كسب اطلاعات از سرنوشت اين افراد و آزادي آنان، در كارنامه اقدامات بشر دوستانه آن سازمان ثبت شود.» جمهوري اسلامي
|