|
سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۱۳ |
|
بر خلاف ادعای نیروهای لبنانی رباینده چهار دیپلمات ایرانی و مقامات و رسانههای صهیونیستی، شواهد متعددی از زنده بودن دیپلماتهای ایرانی دربند رژیم صهیونیستی حکایت دارد. به گزارش خبرگزاری فارس، محسن موسوی کاردار، احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت، کاظم اخوان عکاس و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و تقی رستگار مقدم راننده آنها روز چهارم ژوئیه 1982 میلادی که بیروت در محاصره نظامیان رژیم صهیونیستی بود، هنگام انتقال از شمال لبنان به بیروت در ایست بازرسی منطقه "برباره"در شمال بیروت توسط فالانژهای لبنانی ربوده شدند. براساس اطلاعاتی که از منابع "نیروهای فالانژیست "، ارتش لبنان، احزاب و شخصیتهای مسیحی لبنان به دست آمد، افراد پست بازرسی" برباره"، چهار ایرانی ربوده شده را پس از ربودن به مرکز خود در شرق جاده برده و از آنجا برای کسب تکلیف با ستاد مرکز شورای جنگ در منطقه "کرنتینا " در بیروت تماس می گیرند که به آنها دستور داده می شود که ایرانیان را به کرنتینا اعزام کنند. همان شب بشیر جمیل فرمانده نیروهای فالانژیست، شخصا از ایرانیان بازجویی میکند و در پاسخ تماسهایی که از سوی دفتر ریاست جمهوری و وزارت امور خارجه لبنان برای آزادی ایرانیها با وی گرفته میشود، تاکید میکند که ایرانی ها آزاد شدهاند و به دلیل بسته بودن راه های ورودی پایتخت، آنها از همان جاده ساحلی به سوی طرابلس بازگشته اند. دو روز بعد اتومبیل آنها که در کوچهای نزدیک مرکز حزب بعث وابسته به عراق در شهر طرابلس پارک شده بود، پیدا شد و تحقیقات نشان داد که اتومبیل بعدا به منظور رد گم کردن به طرابلس برده شده و در نزدیکی دفتر حزب بعث پارک شده تا چنین وانمود شود که ایرانیها در بازگشت به طرابلس توسط حزب بعث وابسته به عراق که با ایران در حال جنگ بود، ربوده شده اند. با این حال، تحقیقات و تماسهایی که از راههای مختلف با مسئولان حزب بعث در لبنان به عمل آمد، نشان داد که آنها کوچکترین اطلاعی از سرنوشت ایرانیان ندارند. در تاریخ 6 ژوئیه 1982 رادیوی صدای لبنان عرب در بیروت خبر داد که فالانژیستها چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی را در ساختمان شورای جنگ در کرنتینا نگهداری میکنند و سرگرم بازجویی از آنها هستند که در تماس با مسئولان این رادیو معلوم شد که آنها این خبر را از منابع موثقی در شرق بیروت گرفته اند؛ ضمن آن که نیروهای فالانژیست این خبر را تکذیب نکردند. در 7 ژوئیه 1982رادیو اسراییل خبر داد فالانژیستها که چهار دیپلمات سفارت ایران در بیروت را بازداشت کردهاند، رییس هیأت را آزاد و سه نفر دیگر را به نقطه نامعلومی انتقال داده اند اما گزارشهایی که بعدا از منابع داخل نیروهای فالانژیست به دست آمده حاکی از آن بود که چهار ایرانی به مدت 20روز در زیر زمین ستاد مرکزی کرنتینا نگهداری و مورد بازجویی قرار گرفته اند و سپس به زندان آدونیس منتقل شده اند. نیروهای فالانژیست در مارس 1984 ایرانیان را از زندان آدونیس به زندان گوستا در منطقه عجلتون منتقل کردند و نکته جالب این که آنها سه ماه یک بار نگهبانان زندان ایرانیان را تعویض میکردند. در نوامبر 1984 فرماندهان نیروهای فالانژیست درجه حفاظت از ایرانیها را به شدت بالا بردند و کمی بعد آنها را از زندان عجلتون در منطقه "متن" به نقطه دور افتادهای به نام "دیر قطاره" در کوهستانهای شرق منطقه جبیل که بسیار مستحکم بود، منتقل کردند. سال 1986، یک افسر مسیحی ارتش لبنان به استناد آقای "ایلی ابی طالع" رییس رکن چهارم نیروهای فالانژیست، مسئول هماهنگی بین اطلاعات خارجی و اقدامات امنیتی، اطلاع داد که گروگانهای ایرانی از "قطاره" با قایق از طریق دریا به کرنتینا در بیروت منتقل شده و در زندان مخصوص اطلاعات خارجی در زیر زمین "شورای جنگ" مورد بازجویی مجدد قرار گرفته اند که براساس این گزارش، گروگانهای ایرانی پس از مدتی از کرنتینا به زندان "اوپرلی" در نزدیکی "جونیه" منتقل شده اند. همان منبع در دسامبر 1988 اطلاع داد که ایرانیان را طی تدابیر شدید حفاظتی از اوپرلی به جونیه برده و از آنجا آنها را با یک قایق به یک کشتی اسراییلی که در دریا انتظار می کشید انتقال داده اند و ظاهرا این نقل و انتقالها با بروز اختلاف و درگیری بین ژنرال میشل عون فرمانده سابق ارتش لبنان و آقای سمیر جعجع فرمانده نیروهای فالانژیست و بمباران بخش شرقی بیروت و احتمال سقوط برخی از مناطق ارتباط داشته است. سه نفر از مجموع یازده نفر افرادی که در تأمین حفاظت این نقل و انتقال شرکت داشتند، شناسایی و به طور غیر مستقیم مورد سؤال قرار گرفتند و هر سه نفر انتقال افراد خارجی از اوپرلی به بندر جونیه و از آنجا به کشتی اسراییلی را تأیید کردند و تنها یکی از آنها گفت که وی می دانسته افراد منتقل شده دیپلماتهای ایرانی بوده اند. در ژوئیه 1989 ایلی حبیقه فرمانده سابق نیروهای فالانژیست، طی تماسی که با وی در دمشق گرفته شد اظهار داشت که براساس آخرین اطلاعات وی، گروگانهای ایرانی در دیر قطاره نگهداری میشدهاند. در سپتامبر 1989، آقای پیر یزبک نماینده سابق نیروهای فالانژیست در اورشلیم که اینک در پاریس به سر می برد، طی تماسی که از طریق یکی از دوستان نزدیکش با وی به عمل آمد، تأکید کرد که گروگانهای ایرانی زنده هستند و وی میتواند مدارک لازم برای اثبات این موضوع را تهیه و ترتیب آزادی آنها را در مقابل مبلغ بسیار بالایی بدهد. نامبرده پس از چند سفر به لبنان و سوریه و بررسی جوانب امر، اطلاع داد که گروگانهای ایرانی به اسراییل منتقل شده اند و امکان تهیه مدارک مورد نظر وجود ندارد. در 30 آوریل 1990 تلویزیون وابسته به ژنرال میشل عون در بیروت خبر داد که سه نفر از چهار نفر دیپلمات ایرانی که در سال 1982 توسط نیروهای فالانژیست ربوده شده اند همچنان زنده هستند و در منطقه لقلوق نگهداری می شوند که در تحقیقاتی که پیرامون بخش این خبر تلویزیون، ژنرال عون صورت گرفت، معلوم شد که این خبر به دستور شخص عون در چهارچوب جنگ تبلیغاتی بین وی و سمیر جعجع پخش شده است. براساس این تحقیقات منابع عون، اطلاعات رکن دوم ارتش و عوامل طرفدر وی در نیروهای فالانژیست بوده اند. در سپتامبر 1990، منصور رحمه از بازرگانان معروف مسیحی در بخش شرق بیروت که روابط بسیار نزدیکی با سمیر جعجع دارد، در ملاقاتی در هتل سامرلند بیروت تأکید کرد که دیپلماتهای ایرانی زنده اند و مدتی است که به اسراییل منتقل شده اند وحتی وقتی که آنها در لبنان بودند تصمیم پیرامون سرنوشت آنها در دست موساد بود. در نوامبر 1990 یک شخصیت بسیار معتبر و آگاه مسیحی در لبنان به یکی از شخصیتهای سیاسی مسلمان این کشور تأکید کرد که سمیر جعجع، گروگانهای ایرانی را به اسراییل فروخته است. وی پیرامون اینکه اسراییل چه سودی از نگهداری گروگانهای ایرانی می برد گفته بود که به عقیده وی اسراییل می خواهد آنها را با یک خلبان اسراییلی که در لبنان ناپدید شده و گفته می شود که توسط سپاه پاسداران از ایران اسیر شده است، مبادله کند. هیچ یک از منابعی که مدعی به قتل رسیدن گروگانهای ایرانی هستند، نتوانستند برای اثبات این ادعا دلیلی ارایه دهند. علاوه بر این، منابع مذکور تاریخهای متضادی را برای کشته شدن دیپلماتهای ایرانی ذکر کرده اند که مهمترین آنها عصر همان روز بازداشت (4ژوئیه 1982) در کرنتینا ؛ 20 روز پس از ربوده شدن در اواخر ژوئیه یا اوایل اوت 82 ؛ سال 1983؛ سال 1984 و ژانویه 1986 در جریان حرکت نظامی سمیر جعجع علیه ایلی حبیقه در اثر بمباران منطقه کرنتینا نام برده شده است. کلیه مراجعی که پپرامون سرنوشت چهار ایرانی تحقیقاتی کرده اند (ازجمله آمریکاییها) متوجه این تضاد شده و اعتراف کرده اند که پاسخی برای این تضاد ندارند. در حالی که، از نظر اصول منطق، وقتی یک خبر به چند شکل متضاد بیان می شود، اصل خبر با همه شکل های بیانی اش، مردود شناخته می شود. در همین راستا، سمیر جعجع در ملاقاتی در تاریخ 20 نوامبر 1990 ادعا کرد که هر چهار ایرانی در روز بازداشت در ستاد فرماندهی "نیروهای فالانژیست در کرنتینا به دستور تلفنی ایلی حبیقه اعدام شده و اجسادشان در خرابه های واقع در پشت ستاد فرماندهی انداخته شده و با بلدوزر روی آنها خاک ریخته اند. با همه افرادی که توسط سمیر جعجع به عنوان شهود یا عاملان این حادثه معرفی شدند، مصاحبه های دقیقی به عمل آمد و معلوم شد که آنها خطوط اصلی یک سناریو را حفظ کرده و تکرار می کنند، اما در توضیح جزئیات حادثه دچار گیجی و تناقض گویی می شوند و اطلاعات ضد و نقیض می دهند و لذا ثابت شد که ادعای شهادت این افراد به منظور صحنه سازی و گم کردن حقیقت بوده است. در 30 مارس سال 2000 میلادی، طی دیداری که اعضای خانواده گروگانهای ایرانی با ایلی حبیقه مسئول سابق اطلاعات و سپس فرمانده نیروهای فالانژیست به عمل آوردند، وی اظهار داشت که هیچ اطلاعی از کشته شدن گروگانها ندارد و شخص سمیر جعجع در جریان انتقال احتمالی آنها به اسراییل دخالت داشته و همچنین وی به مکان نگهداری (زندان) آنها و زمان انتقال آنها به اسراییل اشاره کرد. در اکثر ادعاهای مربوط به کشته شدن گروگانها، شخص ایلی حبیقه به عنوان آمر و عامل ذکر شده است، ولی ایلی حبیقه بارها این اتهام را رد کرده است. گزارش از حامد طالبی |