| سید حسن نصرالله: قوات لبنان [جعجع] باید پاسخگوی سرنوشت ۴ دیپلمات ایرانی باشد |
|
|
|
| يكشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۱ |
|
سید حسن نصرالله دبیرکل حزبالله در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: «اسراییل در گزارشی که در مورد دیپلماتهای ایرانی به حزبالله داده گفته است اطلاعی از سرنوشت آنها ندارد و بدین ترتیب مسئولیت این دیپلماتها بر عهده قوات لبنان به رهبری سمیر جعجع است». به گزارش پرس.تی.وی ـ بیروت، متن کامل مصاحبه مطبوعاتی دبیرکل حزبالله که به مناسبت روز آزادی (روز آزادسازی اسرای در بند اسراییل) به شرح زیر است: «در چنین روزهایی در سال 2004 مقاومت اسلامی لبنان موفق شد تا یکی از مهمترین عملیاتهای تبادل اسرا را انجام دهد بطوریکه بسیاری از اسرای عزیز مقاومت و در راس آنها شیخ عبدالکریم عبید و حاج ابوعلی دیرانی را آزاد کند. ما در آن روز اعلام کردیم که این روز را به نام «روز آزادی» نامگذاری کردیم و به دیگر اسرای خود در زندانهای اسراییلی و در راس آنها سمیر قنطار قول دادیم تا برای آزادی آنها تلاش کنیم. سپس خداوند متعال ما را موفق به تحقق این هدف کرده و عملیات رضوان صورت گرفت که تاکنون بسیاری از جزئیات آن را فاش کرده و امروز آن را کامل میکنم. بر این باور هستم که این روز عزیز مناسبتی برای یادآوری موضوع اسرای فلسطینی و سوری و اردنی و عرب و خصوصا اسرای قدس است که تعداد آنها نزدیک یازده هزار است و در میان آنها کودکان و زنان نیز وجود دارند. این موضوع باید همواره در وجدان و احساس امت وجود داشته باشد و مسئولین، دولتها، ملتها و احزاب باید به آن به عنوان یک آرمان میهنی و انسانی و اخلاقی نگاه کنند. من از این روز و مناسبت استفاده میکنم تا بار دیگر بر موضوع اسرای عرب و فلسطینی در زندانهای اسراییل تاکید کنم. در مورد عملیات رضوان توضیحاتی ارائه میدهم. در موضوع یحیی اسکاف و دلال مغربی باید بگویم که ما در سال 2004 سعی داشتیم موضوع یحیی اسکاف را پیگیری کنیم. اسراییل میگفت که او با گروه دلال مغربی شهید شده است و ما خواستار پیکر او بودیم. در آن مرحله مشکلاتی ایجاد شد و سپس در عملیات رضوان ما اصرار کردیم که اجساد شهدای عملیات دلال مغربی را میخواهیم و در نهایت در این عملیات اطلاعات و پروندههایی در مورد عملیات شهید دلال مغربی به ما ارائه شده و پیکرهایی که تحویل گرفتیم گفته شد که پیکر شهدای آن عملیات است یعنی بدین ترتیب ما جسد دلال مغربی و یحیی اسکاف را تحویل گرفتیم و اسراییل گفت که ما نمیتوانیم تشخیص دهیم که کدام جسد متعلق به آنها است. ما این پیکرها را تحویل گرفته و موفق شدیم باقی شهدا را از روی برخی علایم تشخیص دهیم. در مورد این دو پیکر آزمایش دی.ان.آ انجام دادیم که در آزمایشگاههای لبنانی به نتیجه نرسید و مجبور شدیم نمونهای از اجساد آنها را به مهمترین آزمایشگاه فرانسه بفرستیم که این آزمایش تاکنون طول کشیده است و دلیل آن قدیمی شدن موضوع است. چند روز قبل نتیجه این آزمایش را دریافت کردیم و این نتیجه مثبت نیست. یعنی با توجه به آزمایش دی.ان.آ مشخص نشد که کدام جسد متعلق به دلال مغربی و یحیی اسکاف است و بدین ترتیب هویت این اجساد مشخص نشد و این اجساد متعلق به افرادی مجهولالهویه است. ما این موضوع را به اطلاع خانوادههای این شهدا رساندیم. بحث و بررسی در مورد دلال مغربی بحث شهادت یا زنده بودن او نیست چرا که همه شواهد دال بر شهادت اوست و موضوع به خانواده او باز میگردد. در مورد یحیی اسکاف ما به خانواده او موضوع را اطلاع دادیم و در نتیجه در این لحظه اعلام میکنم که ما هنوز جسد یحیی اسکاف را در صورت شهید شدن او دریافت نکردهایم و بدین ترتیب تمامی فرضیهها اعم از زندانی بودن یا مفقودالاثر بودن یا شهید شدن وی هنوز وجود دارد. ما بر این باور هستیم که طرف ذیربط باید از طریق سازمانهای بینالمللی این موضوع را پیگیری کند و این حق خانواده وی است. ما نیز در مقاومت این موضوع را کنار نمیگذاریم. موضوع پیگیری یا عدم پیگیری موضوع در درجه اول به خانواده یحیی اسکاف باز میگردد. بدین ترتیب موضوع دلال مغربی و یحیی اسکاف مشخص میشود و ما میگوییم که هیچ چیز از آنها تحویل نگرفتهایم. در مورد محمد فران ما به خانواده او گفتیم که اسراییلیها اصلا انکار میکنند که وی نزد آنها باشد. ما نمیتوانیم چنین ادعایی را باور کنیم؛ زیرا قایقی که محمد فران در آن کار میکرد به نزد اسراییلیها رسیده و سپس هنگامی که به نیروهای بینالمللی تحویل داده شد، اثر خون وی بر روی قایق وجود داشت. موضوع محمد فران در چارچوب شهادت، اسارت نزد اسراییلیها یا هر احتمال دیگری جای میگیرد و در این مورد نیز ما طرف اصلی نیستیم و خانواده وی باید در مورد او تصمیمگیری کند. در مورد باقی امور عملیات رضوان باید بگویم که ما فهرستی طولانی از شهدای لبنانی و غیر لبنانی در اختیار داریم. اسنادی در اختیار داریم که نشان میدهد اسراییلیها بسیاری از اجساد لبنانی را به نزد خود منتقل کردهاند. برخی از آنها در عملیاتهای مقاومت به دست اسراییلیها افتادهاند و برخی دیگر به صورت اتفاقی. اجساد فلسطینیها نیز شامل این قانون است که برخی از آنها در زمان حضور اسراییل در لبنان به دست آنها افتاده و برخی دیگر در نتیجه عملیاتهای مختلف هستند. من میتوانم بگویم که مجموع شهدای لبنانی و فلسطینی 350 نفر هستند که هنوز اجساد آنها نزد اسراییلیها بوده یا حداقل به دست خانوادههای آنها نرسیده است. موضوع بعدی موضوع مفقودالاثرها است که تعداد آنها به صدها نفر میرسد که بیشتر آنها لبنانی هستند. من در اینجا از مفقودینی سخن میگویم که اسراییل مسئول آن است. یعنی یا منازل آنها توسط اسراییل مورد حمله قرار گرفته یا در ایستهای بازرسی دستگیر شدهاند و یا توسط مزدوران اسراییل در جنوب لبنان به اسارت درآمدهاند. این نوع از افراد در فهرست ما در زمره مفقودالاثرها جای میگیرند و مسئولیت آنها کاملا بر عهده اسراییل است که پرونده آنها کماکان باز است. ارقام و اسامی که ما در اختیار داریم البته نیاز به بازنگری دارد. من در اینجا به شکل مسئولانه از دولت لبنان به عنوان دولت وحدت ملی میخواهم مسئولیت این پرونده را به عهده بگیرد. ما به عنوان مقاومت حتی برای یک لحظه از این پرونده دست نخواهیم کشید ولی در نهایت این موضوع جزو مسئولیتهای اصلی دولت است و ما نیز هرگونه کمکی خواهیم کرد. در موضوع پرونده چهار دیپلمات ایرانی باید توضیحاتی بدهم. شاید برخی بگویند چرا اکنون این اطلاعات را فاش میکنم. در ابتدا روشن بود که اطلاعات بسیار حساسی وجود دارد و در زمان آزادی اسرا جشنی ملی به راه افتاد و ما در آن زمان گفتیم که اکنون پرونده دیپلماتهای ایرانی باز شده و اگر ما بخواهیم در این مورد سخن بگوییم، جشن ملی را خدشهدار کرده و لبنان را وارد کشمکشهای لفظی داخلی میکنیم و من بدین ترتیب موضوع را به زمان روشن شدن آزمایش دی.ان.آ موکول کردم ولی فکر نمیکردم تا این حد به طول بیانجامد. در این موضوع نیز ما به نتیجه قبلی رسیدیم. ما در عملیات رضوان پرونده کاملی از اسراییلیها دریافت کردیم که آنها گفتند نتیجه کامل تحقیقات آنها است. این گزارش مفصل است و هنوز مشخص نیست که آیا متن کامل آن فاش خواهد شد یا خیر. نتیجهای که اسراییلیها بر روی آن اصرار دارند و ما نمیتوانیم صحت یا سقم آن را مشخص کنیم این است که میگوید چهار دیپلمات ایرانی در سال 1982 توسط حزب قوات لبنان دستگیر شده و توسط اعضای این حزب به قتل رسیده و در مکانی دفن شدهاند. این نتیجه نهایی گزارش اسراییل در مورد چهار دیپلمات ایرانی است. من در آن زمان با برادران ایرانی تماس گرفتم و گفتم که اطلاعاتی نیز وجود دارد که بیانگر زنده بودن آنها در زندانهای اسراییل دارد و انکار اسراییل در این زمینه و زمینههای مشابه قابل تکیه کردن نیست؛ زیرا اسراییلیها سالها وجود اسرا و یا پیکرهایی را منکر شدند ولی بعدتر مشخص شد که نزد آنها وجود دارد. بدین ترتیب انکار کردن و سپس مشخص شدن عکس آن جزو سابقه اسراییلیها است. با این حال این سوال مطرح است که این پرونده چگونه حل میشود؟ هر کسی که در مورد موضوعات امنیتی اطلاعاتی دارد میداند که دیپلماتهای ایرانی در حمایت نیروهای امنیتی لبنان بوده و پس از دستگیری نیز تا مدتی زنده بودند. از اینجا است که اطلاعات دیگر مشخص نیست. آیا قوات لبنان آنها را کشته است؟ محل دفن آنها کجاست؟ آیا هنوز نزد قوات لبنان دستگیر هستند (هر چند این احتمال ضعیف است)؟ آیا قوات لبنان در آن زمان (که با اسراییل رابطه داشت) آنها را به اسراییل تحویل داده و اکنون نیز زنده هستند؟ من در اینجا نمیخواهم قوات لبنان را مخاطب قرار دهم ولی به دولت لبنان میگویم که این دیپلماتها زیر حمایت دولت لبنان بودند و توسط قوات لبنان در آن زمان بازداشت شدند و این تنها قوات لبنان است که سرنوشت آنها را میداند. دولت لبنان موظف است که این حقیقت را فاش کند به خصوص اینکه قوات لبنان اکنون در دولت حضور داشته و وزارت دادگستری را در اختیار دارد. ما آماده هستیم که تمامی اطلاعات نزد خود را در اختیار دولت لبنان قرار دهیم. این تنها حزب قوات لبنان است که میتواند با فاش کردن تمام اطلاعات نزد خود این پرونده را برای همیشه حل و فصل کند و حقیقت ماجرا را بگوید. من مایلم یادآوری کنم که همه دستاندرکاران این پرونده باید بعد انسانی موضوع را در نظر بگیرند. در هر حال این دیپلماتها خانوادههایی دارند که از سال 1982 تاکنون در انتظار هستند و ما نیز سعی نداریم با استفاده از این پرونده زخمهای قدیمی را باز کنیم و بهانهای برای درگیریهای داخلی ایجاد کنیم. ما واقعا در برابر موضوعی انسانی و اخلاقی قرار داریم و قصد داریم آن را حل و فصل کنیم. نکته بعدی در ارتباط با موضوع غزه است. من قصد ندارم در مورد موضوعات داخلی لبنان صحبت کنم ولی در هر حال پاسخ هر سوالی در این زمینه را میدهم. در مورد غزه من قصد دارم موضوع را از زاویه جدیدی مورد اشاره قرار دهم و به نتایج این جنگ اشاره کنم یا مسئولیتها را بشمارم. من تاکید میکنم که روزها نشان داد که در واقع تصمیمی از طرف دولت جورج بوش وجود داشت که با جهات بینالمللی و عربی نیز هماهنگ شده بود تا بدین ترتیب قبل از خاتمه یافتن ریاست جمهوری بوش و روی کار آمدن باراک اوباما، تغییری در واقعیتهای منطقه داده شود. من دیدم که باراک بیشترین فایده را از جنگ با لبنان برد. وی گفته بود که هدف ما متوقف کردن شلیک موشکها یا قاچاق سلاح نیست. باراک با توجه به جنگ با لبنان در جنگ با غزه علنا گفت که ما چنین هدفی نداریم و اینجاست که متوجه میشویم اگر این اهداف رخ میداد سپس میگفتند که ما این دستاوردها را داشتیم. حال این سوال پیش میآید که هدف واقعی جنگ علیه غزه چه بود؟ پاسخ شاید تغییر واقعیتها باشد. هدف بزرگتر در این میان از بین بردن حماس و غزه و سپس مجبور کردن این جنبش به پذیرش شروط مطرح شده در مذاکرات بود. بدین ترتیب مراحل مختلف جنگ شروع شد و در ابتدا غزه هدف بمباران هوایی قرار گرفت ولی هفت یا هشت روز بمباران باعث شکست مقاومت نشد. سپس مرحله دوم شروع شد و ارتش اسراییل در برخی مناطق غزه وارد شده و برخی شهرها را محاصره کرد. مرحله سوم که برنامهریزی شده بود چیزی جز ورود به شهرها نبود. اینجا باید صلابت و مقاومت افسانهای اهالی غزه را مورد ستایش قرار دهیم که باعث شد مرحله اول و مرحله دوم را شکست داده و این تصویر را ایجاد کرد که مقاومت آماده هرگونه فداکاری و فعالیتی هست و اسراییلیها درک کردند که ورود نیروهای آنها به داخل شهرها باعث تحمل خسارتهای زیادی میشود و بدین ترتیب اسراییل آتشبس را به شکل یک طرفه اعلام کرد بدون اینکه به هیچ هدفی دست یافته باشد. آنها میگویند که قدرت بازدارندگی خود را باز یافتهاند. آیا قتل کودکان و زنان به مفهوم به دست آوردن قدرت بازدارندگی است؟ آنها این موضوع را در لبنان نیز امتحان کرده بودند. با این حال من میگویم که اسراییلیها امروز میگویند آنچه که در زمینه به دست آوردن قدرت بازدارندگی گفته بودند، ظرف چند روز گذشته از بین رفته است. آنچه در غزه رخ داد با توجه به پژوهشی بیطرفانه این است که اسراییل در تحقق اهداف سیاسی و نظامی خود شکست خورده است و امروز برخی از اعضای کمیته وینوگراد میگویند که نتایج به دست آمده پس از جنگ غزه شبیه شرایط پس از جنگ لبنان است. ما به عنوان مقاومت لبنان میگوییم که آنچه در غزه رخ داد یک پیروزی بزرگ برای مقاومت فلسطین و شکستی بزرگ برای اسراییل و همپیمانانش بود. با این حال جنگ توقف یافت ولی شرایط پیش از جنگ هنوز وجود دارد. من قصد ندارم وارد هرگونه درگیری شوم ولی میگویم کسانی که به پیروزی مقاومت در لبنان اعتراف نکردند، پیروزی مقاومت فلسطینی را نیز برسمیت نمیشناسد. نکته دوم اینکه محاصره غزه هنوز ادامه دارد و بلکه دشوارتر شده است و برخی تلاش می کنند شرط و شروط اسراییل را بر حماس تحمیل کنند که این امر یک توهین سیاسی و غیرقابل قبول است. من در اینجا از همه میخواهم تا به اهالی غزه کمک کرده تا غزه بازسازی شده و مشکلات اهالی آن برطرف شود و هیچ شرط و شروط سیاسی نیز برای آن در نظر نباید گرفته شود. امروز این جایز نیست که امت احساس کند که مسئولیت خود را انجام داده و جنگ متوقف شده؛ بلکه جنگ به شیوههای دیگری ادامه دارد و باید از هر طریق ممکن به مقاومت و رهبران آن کمک کرد تا محاصره غزه خاتمه یافته و غزه بازسازی شود. هر چه تاکنون در مورد باز شدن گذرگاههای مختلف گفته شده، دروغی بیش نیست و همه واقعیت آن را میدانند. من به صراحت اظهارات وقیحانه مسئولان اروپایی را تکذیب میکنم. یکی از این مسئولین به غزه رفته و با چشم خود همه چیز را دید و سپس در اظهارات خود حتی یک بار اسراییل را به خاطر کشتن 1300 فلسطینی محکوم نکرده و حماس را محکوم کرد که با چند موشک، چند شهرکنشین اسراییلی را کشته یا زخمی کرده است. این موضوع دقیقا بیانگر موضعگیری آشکار آمریکا و اروپا در حمایت از اسراییل در بدترین و خشنترین جنایتهایش علیه ملت فلسطین است. ما این اظهارات را محکوم کرده و میگوییم که حماس و جهاد اسلامی جنبشهای مقاومت شریفی هستند که حقی تاریخی در خاک و ملت خود دارند. پرسش و پاسخ شبکه الجدید: روشن است که شما در این کنفرانس پرونده جدیدی را در مواجهه با اسراییل باز کردید که چیزی جز پرونده اسرا نیست. قبل از این پرونده تنها منحصر به مزارع شبعا بود و اکنون دلیل برای ادامه استفاده از سلاح قویتر شده است. سوال این است که شما قسم خوردید که انتقام خون شهید مغنیه را بگیرید. اکنون یک سال گذشته و آیا نتیجه تحقیقات مشخص شده و اینکه تصمیم شما چیست؟ سوال دیگر اینکه شما سلاح خود را بیش از آنکه در برابر دشمن به کار بگیرید، در داخل به کار بردید. شما از غزه تنها به شکل کلامی حمایت کردید و حتی وقتی موشکهایی از جنوب لبنان شلیک شد، شما بلافاصله نقش خود در این موضوع را تکذیب کردید. آیا حزبالله تبدیل به یک حزب داخلی و سیاسی شده است که هیچ کمکی به غزه نمیکند؟ به وجود آمدن پرونده جدیدی به عنوان اسرا در اختیار من نیست و همانطور که گفتم به خانواده اسرا و مفقودین و دولت لبنان باز میگردد. هر چه آنها تصمیم بگیرند ما قبول خواهیم کرد و اگر آنها عزیزان خود را در زمره اسرا جای دهند، ما نیز دست به پیگیریهایی خواهیم زد. در مورد انتقام خون عماد مغنیه باید بگویم که ما هیچ وقت از این موضوع چشمپوشی نکردیم و اسراییل همیشه در ترس از این عملیات انتقامجویانه هست. من در این زمینه سخنی نخواهم گفت و تنها میگویم که حتی عبارت «انتقام» نیاز به اندکی تأمل دارد. زمان و چگونگی و آنچه رخ داد و دیگر امور در این زمینه نیازی به توضیح ندارد و اجازه دهید من چیزی در این مورد نگویم و این امر طبیعی است. در مورد تحقیقات میگویم که روند تحقیقات روشن شده و به شکل روشن اسراییل و خصوصا موساد را مسئول این ترور میداند ولی جزئیات آن را فاش نخواهیم کرد چرا که این موضوع باعث بروز تنشهایی خواهد شد. من به عنوان کسی که از نتیجه تحقیقات اطلاعاتی دارم میگویم که موساد اسراییل، حاج عماد مغنیه را ترور کرده است. در مورد موضوع غزه باید بگویم این سوال که آیا ما باید دست به اقدامی میزدیم، به لبنان بستگی دارد. ما به هر حال کمکهایی کردیم که نمیخواهم آنها را فاش کنم. ولی آیا واقعا باید جبهه دیگری را باز میکردیم؟ در هر حال من فکر نمیکنم که مشغول دفاع از خود هستم. ما مقاومتی هستیم که مشغول دفاع از لبنان بوده و هیچ وقت از دشمنی با اسراییل دست بر نداشتهایم. در لبنان همیشه همه چیز پارادوکس بوده است. عدهای در عین اینکه میگویند حزبالله هیچ کمکی به غزه نکرده است، از اینکه ما شلیک موشکها را تکذیب کردهایم نیز انتقاد میکنند. ما در موضوع موشکها نه بیانیه دادیم و نه اظهارنظری کردیم. نخستوزیر با معاون سیاسی حزبالله تماس گرفته و ما نیز گفتیم که ما ارتباطی به موضوع نداریم. در واقع ما هیچ اظهارنظر رسمی در این زمینه نکردیم و با احتیاط با آن برخورد کردیم تا کسی نخواهد از آن برای برانگیختن جدال لفظی تازهای استفاده کند. ما نگهبان مرزها نیستیم که تحقیق کنیم تا مشخص شود چه کسی موشک شلیک کرده است. الاخبار: در جنگ غزه دو چیز مشخص شد. یکی موضوع زخمی شدن گلعاد شالیت و دوم همراهی مصر با دشمن اسراییلی. آیا شما با گروههای فلسطینی در زمینه این سرباز اسراییلی همکاری دارید و دیگر اینکه آیا شما توصیه نمیکنید که میانجیگری مصر لغو شده و کشور دیگری به جای آن انتخاب شود؟ من در مورد اسیر اسراییلی هیچ اطلاعاتی ندارم. تاکتیک مذاکرات به حماس باز میگردد. فرق ما با آنها این است که مشخص است گلعاد شالیت زنده است ولی ما در مورد دو سرباز اسراییلی از روز اول هیچ اطلاعاتی ندادیم و مشخص نبود آنها زنده هستند یا نه. در مذاکرات ما با اسراییل همه چیز مشخص بود ولی در مذاکرات فلسطینیها تعداد اسرا زیاد است. در مورد اینکه میانجی دیگری غیر از مصر انتخاب شود باید بگویم که حتی اگر حماس بخواهد میانجی دیگری معرفی کند، اسراییل با این امر موافقت نخواهد کرد. السفیر: آیا فکر میکنید در جریان جنگ علیه غزه و پس از آن آیا اسراییل قادر به حمله به لبنان نیز هست؟ دوم اینکه سخنان شما علیه مصر آیا در جا و مکان صحیح خود قرار داشت، بخصوص اینکه برخی دوستان شما نیز از این سخنان انتقاد کردند. نظر شما در مورد آشتی کشورهای عربی در اجلاس کویت چیست؟ در مورد جنگ احتمالی با دشمنی که طبیعت آن تجاوز و جنگ است میگویم که این موضوع را نه میتوان تایید کرد و نه تکذیب. این احتمال در هر لحظهای وجود دارد زیرا اسراییل همواره خواستار جنگ است. ممکن است برخی بگویند به اسراییل نباید بهانه داد ولی من میگویم آنها خود میتوانند بهانهتراشی کنند. در سال 1982 چه کسی به اسراییل بهانه داد تا لبنان را اشغال کند؟ این فرضیه در لبنان همواره وجود دارد. پس از تجربه جنگ تابستان 2006 و جنگ غزه مشخص شده که جنگ برای اسراییل هزینه دارد. اگر کسی فکر میکند که میتواند جنگی به راه بیاندازد و شهدای غیرنظامی بر جای نگذارد من قبول میکنم. این امر قابل تحقق نیست زیرا دشمن در هر حال اقدام به قتل غیرنظامیان میکند. اسراییل در هر دو جنگ اخیر خود با تعمد شهروندان را هدف قرار داد تا مردم را علیه مقاومت تحریک کند. در هر حال اسراییل میداند که جنگ با لبنان هزینه دارد و این توازن تنها چیزی است که میتواند مانع از بروز جنگ و تجاوز به کشور ما باشد. در مورد مصر با تمام احترامی که برای همه قائل هستم میگویم موضعگیری من در برابر مصر بسیار صحیح بود. من بار دیگر تکرار میکنم که نظام مصر را به دلیل بسته نگاه داشتن گذرگاه رفح محکوم میکنم در حالیکه به دروغ میگوید این گذرگاه باز است. این گذرگاه باید باز شود چرا که مردم غزه نیاز به غذا و دارو دارند. این روزها قرار است یک هواپیمای ایرانی حامل بیست تن کمک به غزه وارد لبنان شود، چرا که مصر حتی اجازه فرود هواپیماها را نیز نمیدهد. من قبول ندارم که مصر یک میانجی بیطرف است. مصر قصد دارد شروطی را به فلسطینیها تحمیل کند. من از مصر انتقاد کرده و هنوز هم میکنم و اگر کسی مخالف است میتواند هر حرفی بزند. من معتقدم گذرگاه رفح برای فلسطینیها حیاتی است و اگر بسته بماند، جنایتی بزرگ است. در مورد کنفرانس کویت و آشتی عربی که به رهبری پادشاه عربستان رخ داد میگویم که ما با آن موافق هستیم و منافع ملتهای ما در آن است. من میدانم که در آن شبی که ملک عبدالله و بشار اسد با یکدیگر آشتی کردند برخی در لبنان ناراحت شدند. ما فکر میکنیم که هرگونه نزدیکی میان دولتهای عربی به سود ملتها است. با این حال بیانیه کویت ضعیف بوده و تاثیری بر وضعیت جاری نداشت و این موضوع جای تاسف دارد. بی.بی.سی عربی: برخی میگویند اگر شما در گفتگوهای ملی در مورد استراتژی دفاعی جدی هستید ولی برخی میگویند این جلسات برای اتلاف وقت است و شما با دعوت رسمی برای در پیش گرفتن استراتژی مقاومت این پرونده را بستهاید. من در سخنان روز عاشورا گفتم که تجربه غزه و تجربه جنگ لبنان با لبنان باید جدی تلقی شود. اگر بخواهیم واقعیتها را در نظر بگیریم باید نگاهی روشن داشته باشیم ولی با این حال موضوع استراتژی دفاعی را از بین نبردیم و به بحث ادامه میدهیم. در هر حال اگر این گفتگوها تنها منحصر به نزدیکی رهبران لبنانی بیانجامد، همین نیز خود است. من در آستانه انتخابات نسبت به هرگونه سخنان تند و تحریکآمیز هشدار میدهم. ما در گفتگوها هنوز جدی هستیم و البته بر نظر خود نیز تاکید میکنیم که باید دایره گفتگوها گستردهتر شود. پرس.تی.وی ـ بیروت: رییسجمهور جدید آمریکا اعلام کرده که آماده گفتگو با همه است. آیا شما آماده هستید تا از طریق میانجیهایی مثل ترکیه و کنار گذاشتن سخنان تند وارد مذاکره غیرمستقیم شوید. سوال بعدی اینکه گفته میشود مذاکرات در منطقه ممکن است به کنار گذاشتن گزینه مقاومت ختم شود. نظر شما چیست؟ سخنان زیادی شنیده میشود ولی با این حال رفتار دولت آمریکا همواره یکسان بوده است. تغییر سیاستهای آمریکا تاکنون در حد حرف بوده و باید منتظر زمان باشیم. در مورد مذاکره با آمریکا نیز این امر همیشه جریان داشته و نیازی به میانجی نیست. حتی در زمان جنگ علیه لبنان نیز مسئولین لبنانی با مسئولان آمریکایی مذاکره میکردند. ما در آن زمان نیز نظرات خود را از طریق مسئولان لبنانی به اطلاع آمریکاییها میرساندیم. با این حال اگر نیاز به میانجی داشتیم به مسئولان لبنانی اکتفا میکنیم. در مورد بخش دوم سوال باید بگویم که مقاومت حق است و اگر کسی از آن حمایت کند ما تشکر کرده و اگر کسی از این حمایت دست بکشد به خودش و دلایل تصمیمش مربوط است ولی این امر تغییری در حق مقاومت و عملکرد ما ایجاد نمیکند. به نظر من فعلا زود است بخواهیم چنین فکری بکنیم و بگوییم کشورهای حامی مقاومت از ما دست خواهند کشید. به نظر من چنین اتفاقی رخ نخواهد داد ولی در هر حال هنوز برای این سوال زود است. ان.بی.ان: شما امروز از دولت لبنان خواستید تا موضوع اسرا و دیپلماتهای ایرانی را پیگیری کند. آیا اگر دولت با این دعوت همراهی نکند، آیا بدین مفهوم است که بار دیگر شاهد جنگی دیگر خواهیم بود به خصوص اینکه شما همواره گفتهاید ما ملتی نیستیم که اسرای خود را رها کنیم. سوال بعدی اینکه روز گذشته وزیر خارجه مصر گفت حزبالله و ایران از شرایط غزه استفاده کردند. نظر شما چیست؟ اهتمام به موضوع اسرا به این مفهوم نیست که جنگ در کار خواهد بود. من بار دیگر تکرار میکنم که جنگ تابستان 2006 هیچ ارتباطی به اسارت سربازان اسراییلی نداشت و این موضوع در تمامی تحقیقات ثابت شد. این جنگ قرار بود چند ماه بعد شروع شود و این یک لطف الهی یا خوششانسی یا هر چیز دیگری بود که باعث شد این عملیات در 12 ژوئن صورت گرفته و جنگ به جلو بیافتد و سناریوی غافلگیری در غزه برای لبنان نیز رخ بدهد. عملیات اسارت سربازان اسراییلی تبدیل به بهانهای برای راه انداختن جنگی برنامهریزی شده بود. در آن جنگ مسئولان اسراییلی در مورد همه چیز سخن گفتند به جز سرنوشت اسرا. بدین ترتیب اهتمام به پرونده اسرا به مفهوم راه افتادن جنگ دیگری نیست. در مورد بخش دوم باید بگویم که اکنون درگیریهایی در منطقه وجود دارد. اردوگاهی به نام اردوگاه مقاومت وجود دارد و اردوگاه قبلی خواستار خلاص شدن از این مقاومت و حامیان آن است. توطئهای که علیه غزه جریان داشت در زمان جنگ لبنان علیه ما نیز جریان داشت ولی در آن زمان ما چون هدف قرار داشتیم نخواستیم وارد جدال لفظی شویم. مقاومت فلسطین نیز در جنگ غزه همین کار را کرد و پاسخ دیگران را نداد. امروز من هدف بمباران نیستم و نیاز به موضعگیری سیاسی واضح و روشنی داریم. طبیعی است که یک طرف میخواهد مقاومت فلسطین و لبنان تسلیم شود. هنگامی که یکی به فلسطینیها پیشنهاد آتشبس دائم و توقف قاچاق سلاح میدهد و شروطی مشخص میکند، من چه باید بگویم. او زیر فشار است و من از او دفاع میکنم. طبیعی است که تنش جاری، در حکم تنش آرمانی و نبرد میان دو جریان است. المنار: نظر شما در مورد سخنان اخیر سعد حریری چیست؟ آیا ابعاد انتخاباتی دارد یا اینکه به موضوع دیدار شما با ایشان باز میگردد. دوم اینکه نظر شما در مورد تنش میان نبیه بری و فواد سنیوره در مورد مجلس جنوب چیست؟ ما پاسخی رسانهای نداده و از طریق دوستان برای سعد حریری پیام فرستادیم. من در هر حال خواستار ادامه آتشبس رسانهای هستیم. هیچ کدام از دو جریان حاکم بر کشور نمیتوانند در این زمینه بر دیگری منت بگذارند و تنش به ضرر همه است. در حاشیه گفتگوهای ملی به ما انتقاد شد که شما از نظام مصر انتقاد کردید و آتشبس داخلی را زیر پا گذاشتید. این چه سخنی است؟ چرا که انتقادات دائمی از ایران و سوریه نیز در لبنان وجود دارد. در هر حال کسی نباید دست به تحریک مذهبی و طائفهای بزند. در مورد بخش دوم سوال میگویم که ما از نبیه بری حمایت میکنیم. مجلس جنوب هنوز وظایفی دارد. این مجلس قبل از جنگ مسئولیتهایی داشت که پس از جنگ مسئولیت بازسازی نیز بر عهده آن افتاد. اگر اکنون بخواهیم در مورد اصل وجودی مجلس جنوب سخن بگوییم ما حاضر هستیم. در هر حال گروهها و صندوقها و مجالس زیادی وجود دارد و ما حاضر هستیم وارد روند اصلاح شده و همه این صندوقها و موسسات را در قالب یک وزارتخانه جمع کنیم. با این حال اکنون شرایط برای چنین امری مهیا نیست. فعالیتهای زیادی علیه جنوب لبنان وجود دارد و اکنون نیز از مجلس جنوب انتقاد میشود. دقت کنید که ما آماده هرگونه اصلاحی هستیم ولی با این موضوع که مقاومت، جنوب و مردم آن مورد اهمال واقع شده و به شکل مداوم به آنها حمله و انتقاد شود، موافق نیستم. من خواستار ادامه فعالیت مجلس جنوب به شکل قانونی و سپس بحث در مورد این مجلس در چارچوب یک تصمیم کلی و ملی هستیم. |